ميرزا على تبريزى ( شهيد )
31
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى )
اجماعا گفتند كه تا زود است قرار اين مسئله داده شود ، بالاخره قرار بر شب غره ماه رمضان 1324 گذاشتند . قبل از اين قرار اعيان برحسب حكم وليعهد در منزل اعتضاد الممالك جمع شده برحسب قرعه و اكثريت آراء تعيين وكيل كرده بودند ولى چون پارهء دسيسه گارى شده و موافق نظامنامه نشده بود مردم حرف داشتند . شب غره ماه رمضان در انجمن جمعيت شد ، مجتهد تشريف نياورده بود . امام و سايرين تشريف داشتند ، مذاكره شد كه بايد شش نفر ناظر انتخاب باشد ، در مجلس هايهو شد ، گفتند اين شش نفر را بايد با اكثريت آراء تعيين كرد و خيلى با جزئيات در اين بحث شد . من گفتم : آخر اين تفصيل براى چيست و يك ماه طول دارد كه شما شش نفر ناظر تعيين نمائيد ، مطلبى نيست و در اين نظارت كار مشكلى نيست ، بارى بعد از طول زياد رأى من مقدم شده شش نفر را ناظر انتخاب قرار دادند و صندوقى معين شد . بعد از مذاكره تعيين وكلاء شد ، هركسى رأيى ميزد ، بعضىها گفتند : بايد تحقيق كرد هركس نخواهد رفت او را ننويسند . من صريح گفتم : آقايان همه بشنويد من نخواهم رفت و امكان براى من ندارد اسم مرا عبث ننويسيد ، مجلس ختم شد و قرار دادند هرشب صنفى را خبر بدهند بيايند رقعه انتخاب نوشته بدهند . همانشب اعلانى در اين باب نوشته شد كه چاپ نمايند ، يك شب براى علماء معين كردند . تبعيد امام جمعه 21 غره ماه كمكم صحبت حاجى ميرزا عبد الكريم آقا عنوان شده مردم را بهيجان آوردند كه نبايد در شهر بماند ، روز دوشنبه سيم ماه بازار بست و بعد از ظهر در انجمن جمعيت شده بشدت بيرون رفتن او را خواستند و همانروز از شهر بيرون رفته در باغ وزيرآباد كه در اول خيابان است اقامت كرد . هشتم ماه باز مردم بازار را بسته بشدت مطالبه كردند كه در باغ نبايد بنشيند